السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )

299

جواهر البلاغة ( فارسى )

و الثانى حمل لفظ وقع فى كلام الغير على خلاف مراده بذكر متعلق له قسم دوم قول به موجب اين است كه لفظ واقع شده در سخن غير را به وسيلهء ذكركردن متعلقى بر آن ، بر خلاف مرادش حمل كنيم . و مانند سخن او : و قالوا قد صفت منّا قلوب * لقد صدقوا و لكن عن ودادى و گفتند : دلهاى ما خالص گشت ؛ راست گفتند و ليكن از دوست داشتن من تهى شده است . ارادوا بصفو قلوبهم « الخلوص » فحمله على الخلّو بذكر متعلّقه و هو قوله : عن ودادى . آنان قصدشان از صفا يافتن دلها « خلوص » بود ليكن او صفا يافتن را حمل بر تهى شدن كرد به وسيلهء ذكركردن متعلق آن‌كه « عن ودادى » است . يعنى شاعر به وسيلهء ذكر « عن ودادى » به عنوان متعلق براى « صفت » آن را حمل بر خالى شدن كرد . و در فارسى مانند اين شعر انورى : دوستى گويى نه از دل مىكنى * راست مىگويى كه از جان مىكنم و مانند : گفت خوابت هيچ مىآيد به چشم * گفتم آرى تا ببينم روى تو گفت رفتى سوى باغ و بوستان * گفتم آرى بشنوم تا بوى تو گفت مىشايد تو را زنجير و بند * گفتم آرى حلقهء گيسوى تو و گويند : اديبى به ميهمانى رفت . هنگامى كه مىخواست برخيزد به او گفتند : بنشينيد تا براى شما بستنى بياوريم . او گفت : ما بستهء شماييم محتاج بستنى نيست * اين رشتهء محبت هرگز گسستنى نيست با آوردن « ما بستهء شماييم » كلمهء بستنى خوردنى را حمل بر چيزى كرد كه با آن دست و پا را مىبندند . و مانند : گفتمش بايد برى نامم زياد * گفت آرى مىبرم نامت ز ياد « زياد » اول به معنى فراوان و « زياد » دوم به معنى از ياد است . 28 - ائتلاف اللفظ مع المعنى : إئتلاف اللّفظ مع المعنى هو أن تكون الألفاظ موافقة للمعانى فتختار الألفاظ الجزلة و